سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
شاگرد ولایت
برادران، در کنار ظرف های بزرگ [غذا]، چه بسیارند و به هنگام حوادث روزگار، چه کم! [امام علی علیه السلام]
 

سه شنبه 22 آذر 90 , ساعت 10:28 صبح

"در مشهد یک گدایی می آمد درب خانه پدر ما و می گفت: جاهای دیگر پنج قران بدند ما نمی گیرُم اما شما 2 زار بدید می گیرُم..."


مقام معظم رهبری مطابق سنت حسنه ای که از سالیان گذشته داشته و دارند، کلاس درسشان را با ذکر یک روایت اخلاقی و توضیح مختصری پیرامون آن آغاز می‌نمایند. معظّم له از چندی قبل روایت مفصلی را از حضرت زین العابدین علیه السلام که معروف به رساله حقوق امام سجاد (ع) است آغاز نمودند و هر جلسه به یک یا دو بخش از روایت اشاره می نمایند. حضرت سجاد (ع) در این رساله از حق الله و حق نفس بر خود انسان و سپس حق اعضای بدن بر انسان آغاز کرده و در زمینه های گوناگون حقوق انسانها را بر یکدیگر به زیبایی بیان می دارند.


در اولین جلسه درس در ماه محرم، معظم له حق سائل و مسئول را بیان نمودند:


"و حق السائل إعطاؤه على قدر حاجته." کسی که از شما چیزی را طلب می کند که غالباً منصرف است به سائل به کف (کسی که دستش را برای طلب مال دراز می کند) این هم حقی دارد. دائره حقوق اسلامی تا اینجاست. حلا این مدعیان حقوق بشر با عقل های ناقصشان بنشینند و حقوق بشر بنویسند!


هر مقداری او (سائل) لازم دارد به او بدهد البته تا جایی که در وسعش هست.


"و حق المسؤول إن أعطى فاقبل منه بالشکر و المعرفة بفضلة، و إن منع فاقبل عذره." شما هم حقی بر گردن آن سؤال کننده دارید. اینکه بپذیرد هر چه به او می دهند و تشکر کند. اگر هم چیزی نداد عذر او را قبول کند نه اینکه چند جمله بارش کند.


در مشهد یک گدایی می آمد درب خانه پدر ما و می گفت: جاهای دیگر پنج قران بدند ما نمی گیرُم اما شما 2 زار بدید می گیرُم! (این جملات را خود رهبری با لهجه شیرین مشهدی بیان فرمودند) منّت می گذاشت، البته ما همان 2 زار را هم نمی دادیم! نان می دادیم مثلاً.


دوشنبه 21 آذر 90 , ساعت 11:17 صبح
 رهبر انقلاب: « این همه توصیه به دعا برای حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) این‌جا ثمره‌‏اش روشن می‌‌شود. وقتی شما برای آن بزرگوار دعا می‌‏کنید، کشف کنید که ایشان هم شما را دعا می‏‌کنند. وقتی شما صلوات بر محمد و آل محمد می‌‏فرستید... بدانید آن‌‌ها هم شما را دعا می‌‌کنند.»

از جمله مسایلی که ممکن است ذهن هر مسلمانی را به خود مشغول سازد این است که نظر اهل بیت عصمت و طهارت و خصوصاً وجود نازنین حضرت حجت بن الحسن (عج) درباره‏ی ما چیست؟ دیگر این‏که آیا آن بزرگواران به نسبت اعمال و رفتار ما نسبت به ما محبت دارند یا ملاک و معیار دیگری در کار است؟ اگر این‏گونه باشد که شاید حضرت صاحب الزمان (عج) از خیلی از محبّینشان به خاطر اعمال ناپسند آن‏ها متنفر باشند! در حالی‏که مسلماً با توجه به مضامین روایی موجود و قطعی که از اهل بیت علیهم السلام به دست ما رسیده، آن‏ها به شیعیان نظر لطف و محبت دارند، اما با چه معیاری؟ ثمره‏ی بحث این است که با دانستن معیار محبت ائمه و تلاش مضاعف در راه تحصیل آن، می‏توانیم امیدوار باشیم که بیش از پیش مورد لطف و عنایت آن بزرگواران قرار خواهیم گرفت.


 رهبر معظم انقلاب در ابتدای یکی از جلسات درس خارج فقه در اواخر سال گذشته روایت بسیار دلنشینی را بیان کردند و نکاتی مختصری نیز در ذیل آن مطرح نمودند که با مطالعه و عمل به آن قادر خواهیم بود، بیش از گذشته محبت اهل بیت علیهم السلام را درباره خویش خریداری نماییم إن شاء الله. متن روایت به همراه توضیحات معظم له:

 فی الکافی، عن الحسن بن الجهم قال: قلت لابی الحسن (علیه السلام): لا تنسنی من الدعاء قال: و تعلم انی انساک؟! قال: فتفکرت فی نفسی و قلت: هو یدعو لشیعته و انا من شیعته، قلت: لا، لا تنسانی. قال: و کیف علمت بذلک؟ قلت: انی من شیعتک و انک تدعو لهم. قال: هل علمت بشیء غیر هذا؟ قلت: لا. قال: اذا اردت ان تعلم ما لک عندی فانظر الی ما لی عندک.(1)

 حسن بن جهم می‏گوید: به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام عرض کردم: ما را از دعا فراموش نفرمایید. فرمود: آیا فکر می‏کنی که تو را از دعا فراموش می‏کنم؟ آیا تصور تو اینست که من تو را دعا نمی‏کنم؟

 با خودم فکر کردم که این بزرگوار برای شیعیانش دعا می‏کند، من هم که از شیعیانش هستم، پس برای من دعا می‏کند. لذا به حضرت عرض کردم: من فکر نمی‏کنم که شما ما را از دعا فراموش کنید.

 رمود: از کجا فهمیدی که تو را از دعا فراموش نمی‏کنم؟ عرض کردم: من شیعه‏ی شما هستم، شما هم برای شیعیانتان حتماً دعا می‏کنید، پس برای من هم دعا می‏کنید.

 حضرت فرمود: آیا راه دیگری به نظرت می‏رسد که از آن کشف کنی من تو را دعا می‏کنم؟ گفتم: نه، راه دیگری به نظرم نمی‏رسد.

حضرت فرمود: هر وقت خواستی بفهمی که من درباره‏ی تو چگونه هستم، نگاه کن به وضع خودت، ببین من در دل تو چگونه‏ام. به دل خودت مراجعه کن! ببین وضع من در دل تو چگونه است؟ از آن کشف کن که وضع تو هم در دل من به همان کیفیت است. یعنی اگر تو به من محبت می‏ورزی، بدان که من هم به تو محبت می‏ورزم. اگر من را دعا می‏کنی، بدان که من هم تو را دعا می‏کنم.

 این همه توصیه به دعا برای حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) اینجا ثمره‏اش روشن می‏شود. وقتی شما برای آن بزرگوار دعا می‏کنید، کشف کنید که ایشان هم شما را دعا می‏کنند. وقتی شما صلوات بر محمد و آل محمد می‏فرستید، که بهترین دعا برای این بزرگواران، همین طلب صلاة و رحمت و رضوان الهی برای آنهاست (2)، بدانید آن‏ها هم شما را دعا می‏کنند.

 در روایات دیگر در مورد دوستان است. همین که معروف است، می‏گویند "دل به راه دارد". اگر می‏خواهید بدانید دوستتان با شما چگونه است، ببینید شما با او چگونه‏اید. ارواح به هم متصلند. در مورد افراد عادی این معنا هست. لکن در مورد خصوص ائمه علیهم السلام خیلی واضح است. چون آن‏ها قلبشان آیینه علم الهی است و در آن، همه آن‏چه در عالم وجود دارد، منعکس می‏شود. پس شما وقتی به او محبت می‏ورزید، بدانید که او هم به شما محبت می‏ورزد؛ یعنی این ارتباط، ارتباط متقابل است.

 در صلوات مخصوص که مروی از حضرت حجت است، در عصر جمعه، چنین آمده است: اللهمّ أعطه فی نفسه و ذُریَّته و شیعَته و رعیَّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع أهل الدنیا ما تَقَرَّ بِهِ عَینه و تسرّ به نفسه و بَلِّغه أفضل ما أمَّله فی الدنیا والآخرة. خدایا! به این بزرگوار، به ولیّ خودت، درباره خودش، درباره اولادش، درباره اصحابش، درباره‏ی شیعه‏اش، درباره‏ی دشمنانش، آن‏چه چشم او را روشن می‏کند، به او بده. این دعا از بهترین دعاهاست. اگر آن حضرت را دعا کنید، یقیناً آن بزرگوار هم شما را دعا خواهند کرد.(3)

 پی نوشت‏ها:

 1- کتاب الشافی صفحه 656

 - عبدالسلام (بن عبدالرحمن) بن نعیم می‏گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من داخل کعبه شدم و دعایی به خاطرم نیامد جز صلوات بر محمد صلی الله علیه و آله و آل محمد. امام علیه السلام فرمود: آگاه باش! مانند تو در فضیلت و ثواب کسی از خانه خدا بیرون نیامده است! ( ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 345؛ کافی،ج 2،ص 494)

 3- روایت فوق در ابتدای یکی از جسات درس خارج فقه معظم له در تاریخ 1/12/89 بیان گردید.

 متن کامل این مقاله در سایت برهان http://www.borhan.ir/ موجود است.


شنبه 12 آذر 90 , ساعت 11:15 صبح

رهبر انقلاب: «خیلی مطلب مهم و عجیبی است، شما وقتی یک برادر مؤمنتان را خوشحال می‌‌کنید، خرسند می‌‌‌کنید،‌ امام زمان (سلام الله علیه) را خرسند و خوشحال کردید. چقدر اهمیت دارد این قضیه! همه‌‌‌ی این‌‌ها برای ایجاد التیام و همدلی در میان امت اسلامی و جامعه‌‌‌ی اسلامی است.»


اسلام دینی است که بیش از هر چیز بر وحدت، همدلی و یکپارچگی مسلمانان تأکید دارد و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در روایات گوناگون به این مساله اشاره نموده و تمهیدات لازم را برای ایجاد اتحاد بین امت اسلام اندیشیده‏اند. از این مقدمه مشخص می‏گردد که اگر در موارد بسیاری اختلافاتی بین مسلمانان وجود دارد این موضوع نه به تعالیم اسلام و اهل بیت بلکه به دوری و عدم شناخت صحیح مسلمانان از آموزه‏های حقیقی قرآن و اهل بیت باز می‏گردد. رهبر معظم انقلاب نیز در بیانات گوناگون به مسأله‏ی وحدت و یکپارچگی بین مسلمین اشاره داشته اند که در مقالات گذشته نیز مواردی از آن‏ها بررسی و تبیین گردید. معظم له تأکید فراوانی روی توجه به تقسیم بندی امور به اصلی و فرعی دارند. در میان امت اسلامی مواردی هم‏چون پروردگار یگانه، پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله و قرآن کریم جزو مشترکات محسوب می شود و همه‏ی مسلمانان نیز هر روز در ساعاتی معین روی خویش را به یک جهت مشخص یعنی خانه خدا بر می‏گردانند و مضامین مشترکی را بر زبان جاری می‏سازند. در بین جامعه تشیع نیز بر تعداد این مشترکات افزوده خواهد شد و مسلماً هموطنان شیعه در داخل کشورمان، بیش از همگان دارای وجوه اشتراک هستند. با این تفاسیر جای هیچ‏گونه بهانه‏ای برای ایجاد و دامن زدن به اختلافات بر سر مسایل فرعی و دست چندم باقی نخواهد ماند آنهم در شرایطی که ندای حق طلبی مسلمانان در تمام نقاط جهان بلند شده و حتی غیر مسلمانان نیز هم‏صدا با آنان ندای آزادی خواهی سر داده اند.


رهبر معظم انقلاب در ابتدای یکی از جلسات درس خارج فقه، روایتی از امام صادق علیه السلام قرائت کردند و در ذیل آن به نکات اساسی و راهبردی در مورد حفظ وحدت در جامعه اسلامی بیان نمودند. متن روایت به همراه توضیحات معظم له:


فی الکافی عن الصادق علیه السلام: لا یَری أحدُکم إذا أدخَلَ علی مؤمنٍ سروراً أنّه علیه أدخله فقط، بل والله علینا، بل والله علی رسولِ الله صلی الله علیه و آله. [1]


می‌فرماید: وقتی شما خرسندی،‌ سرور و شادی را برای برادر مؤمنتان فراهم می‌کنید، گمان نکنید که فقط او را شاد کردید، او را خوشحال کردید! سوگند به خدا ادخال سرور کردید، ما را خوشحال کردید، سوگند به خدا این ادخال سرور بر پیامبر اکرم (ص) است. خیلی مطلب مهم و عجیبی است، شما وقتی یک برادر مؤمنتان را خوشحال می‌کنید، خرسند می‌کنید،‌ امام زمان (سلام ا... علیه) را خرسند و خوشحال کردید. چقدر اهمیت دارد این قضیه! همه این‏ها برای ایجاد التیام و همدلی در میان امت اسلامی و جامعه اسلامی است. البته ما این احتمال را می‌دهیم که این روایات مربوط باشد به خصوص شیعه در دوران ائمه (ع) که فشارها زیاد بود، از طرف حکام طاغوت، شیعه را تار و مار می‌کردند، همه همشان این بود که جریان نفوذناپذیر و تأثیر ناپذیر در درون جامعه را که حرف‏هایی داشت و با جریان کلی ای که این طواغیت بوجود آورده بودند مخالف بود، این جریان را از بین ببرند. در زمان همه خلفاء تقریباً الّا ما شذّ منهم و ندر (بجز در موارد معدود و اندکی از بین آنها) از خلفای بنی امیه و بنی عباس یک چنین چیزی وجود داشته. در یک چنین شرایطی حضرات ائمه (ع) می‌خواستند که این جریان را حفظ کنند. حفظش هم به این بوده که با همدیگر التیام داشته باشند، به هم محبت داشته باشند، با هم همکاری و همدلی بکنند، و هَلُمَّ جرّا. از قدیم هم که درباره زندگی ائمه (ع) کار می‌کردیم، همین احتمال به ذهن می‌آمد که می‌خواهند این جریان را حفظ کنند و نگه بدارند. همین کارها و تدابیر الهی هم بود که موجب شد تشیع بماند و الا باید صد بار نابود می‌شد و از بین می‌رفت. اگر فرض را بر این بگذاریم که این روایت ناظر به شیعیان آن دوران است، لکن ملاکاً ناظر است به زمان ما، اگرچه شامل همه مسلمین نباشد. هرجا خطراتی جریان اصیل را تهدید می‌کند، این جریان بایستی بر انسجام خود، بر التیام میان خود، بر ارتباطات روزافزون خود، مستمراً بیفزاید، آن را تقویت بکند. امروز در مورد تفکر تشیع و مودّت اهل بیت از مکتب اهل بیت در مقابل مخالفینش، این معنا وجود دارد. نسبت به یک دایره وسیعتری هم وجود دارد، نسبت به مخالفینی که در عناد با شیعه مشترکند. امروز در منطقه در دنیای اسلام به برکت انقلاب اسلامی یک جریان عظیم گرایش اسلامی بوجود آمده. همه قدرت‏ها و مستکبران دنیا در برابر این جریان قرار گرفته اند، مگر غیر از این است!؟ باید خودش را نگه دارد، نگهداشتنش هم با حفظ التیام است. ممکن است این التیامی که شما با فلان برادر مسلمانتان با یک مذهب دیگری از مذاهب اسلامی در شمال آفریقا یا نقطه دیگری از دنیا دارید، ‌با التیامی که شما اینجا در تهران با فلان برادر مؤمن دارید،‌ نوعش تفاوت داشته باشد، اما فرق نمی‌کند آن هم التیام است. در مقابل آن دشمن بایستی ملتئم بود. این است که امروز فریضه است برای همه که این وحدت اسلامی را، این نزدیکی دلهای مسلمین را در قضیه فلسطین، در قضایای جاری دنیای اسلام، در قضایای مختص به نظام جمهوری اسلامی حفظ کنند. اینهایی که این را خراب می‌کنند،‌ نمی‌فهمند که چکار می‌کنند. به خاطر یک تصوری، یک توهمی، یک ضربه ای ناگهان به این بنای عظیمی که دارد با این همه دقت و ظرافت بالا می‌رود، وارد می‌کنند، نمی‌فهمند چکار می‌کنند! یک کلمه حرفی می‌زنند،‌ یک حرکتی انجام می‌دهند، خراب می‌کنند،‌ توجه ندارند که امروز وظیفه این است که ما در مقابل دشمنی که می‌خواهد این موجودیت را از بین ببرد، این هویت را نابود کند، باید این هویت را حفظ کنیم، ‌این موجودیت را بایستی هرچه ممکن است، حفظ کنیم. حفظش هم در صورتی می‌شود که از درون همدیگر را نکوبند! به هم بدی نکنند! در همه سطوح،‌ در همه لایه‌‌ها این معنا صدق می‌کند. [2]


پی‏نوشت‏ها: 1- کتاب الشافی، صفحه 683 2- بیانات فوق در ابتدای جلسه درس خارج فقه مقام معظم رهبری در تاریخ 12/2/90 بیان گردید.


متن کامل این مقاله در آدرس ذیل موجود است: http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=2315 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ